Pages Navigation Menu

شعر طبیعت

 

ta4

گسترده طبیعت سوی ما بال و پرش را

آورده ز کهسار نسیمی خبرش را

از چشمه ی خشکیده ی دیروز ببین آب

جوشیده، روان گشته و بینی اثرش را

پر گشته درختان زشکوفه، زجوانه

مرداد بیایی و بچینی ثمرش را

نقاش طبیعت که بود شهره ی آفاق

آراسته تا عرضه نماید هنرش را

چون مادر دلسوز طبیعت بغلش باز

تا دختر خود بوسه زند یا پسرش را

هرچند که سوزانده و کندیم و شکستیم

برگ و تنه و ریشه و قد و کمرش را

«محمد حاتم گویا »

منبع :http://hatam91.blogfa.com/

۴ دیدگاه

  1. سلام شعر زیبایی بود لطفا این شاعر را بیشتر معرفی کنید.

  2. سلام گمان کنم آب در بیت دوم در مصرع اولش قرار بگیره

  3. بسیار زیبا و قابل تحسین بنده با این شاعر آشنایی ندارم ولی شعرش واقعا زیباست به زبان ساده خالی از تکلف و مفهومش و با همین زبان ساده خوب در ذهن حکاکی می کنه خوب هم با کلمات بازی کرده و تشبیه طبیعت به مادر پیر خیلی عال و زیبا بود لذت بردم باز هم از اشعارش بیارید

  4. خیلی عالی بود واقعا لذت بردم مخصوصا بیت چهارو و بیت پنجم

دیدگاهی ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>