Pages Navigation Menu

به نام مردم، به کام صنعت

مدتی است که بحث بحران آب و زمزمه های انتقال آب از خلیج فارس به استان در هر محفلی شنیده می­شود و برای بعضی ها دغدغه اصلی ذهن­شان شده وبرخی نیز اصلا بدان فکر نمی­ کنند. برخی از روزنامه­ های محلی را ورق می­زنم و مصمم می­ شوم که دست به قلم برده و بنویسم، شاید صدای این قلم رساتر از صدای چرخ ویرانی بلدوزرها نباشد، اما شاید اندیشه ­ای را در ذهن دیگری روشن کند.

آنچه که بر همگان واضح است، مسئله توسعه صنعتی استان یزد است که خوشبختانه یا متاسفانه به جد مورد حمایت­ های ویژه استانداری قرار گرفته و  تمام برنامه­ ریزی­ ها و سیاست­گذاری­ ها نیز حول این محور تعریف شده است و متاسفانه این حمایت آنچنان جدی و همه جانبه است که برای اینکه مبادا با بی ­آبی مواجه شوند و شتاب چرخ صنعت برای مدتی کند شود، حاضر شده اند کیلومترها از جنوب کشور با آن هزینه گزاف، آب شیرین کنند و به یزد انتقال داده شود؛ اینکه هدف از انتقال آب، صنعت است را استاندار اشاره کرده است؛ “میرمحمدی:  انتقال آب از خلیج فارس مصرف صنعتی دارد و توسط بخش خصوصی احداث خواهد شد”[۱].

و مردم ساده دل و خوش باور دیارمان نیز که بیم آن دارند که  چند سال دیگر به ­دنبال جدی­تر شدن بحران و نبود آب، خانه و کاشانه و دیار خود را ترک کنند، از این دلسوزی مسئولین برای تأمین آب شرب­شان خرسندند؛ غافل از این­که توسعه لجام گسیخته صنعت در استان چه تبعات شومی را برایشان رقم خواهد زد.

صفحات روزنامه را در همچنان ورق می­زنم، به خبرهای دیگری بر می­خورم که مرا به فکرفرو می ­برد؛ “استاندار یزد: راهی جز انتقال آب از خلیج فارس نداریم”[۲]؛”شهردار یزد: ۶۰۰ هکتار فضای سبز استان با آب شرب آبیاری می شود[۳]“؛”ترکیدن لوله آب و هدر رفتن ساعت ها آب در میدان ابوذر طی دو روز متوالی”[۴].

چگونه است که ۶۰۰ هکتار فضای سبز را با آب شرب آبیاری می­ کنیم و ساعت ها آب هدر می ­رود و درآخر تنها راه نجات از این بحران را انتقال آب از خلیج فارس می­ دانند، آن هم آبی که قرار است به مصرف صنعت برسد نه تأمین شرب!! آیا براستی راهی جز انتقال آب نداریم؟ پس صرفه­ جوئی چه می­شود؟ استفاده از آب های غیرمتعارف کجا و کی معنا می­ گیرد؟!! در زمینه تغییر الگوی کشت چه کرده­ ایم؟! و…

از بشارت نو به پرگار گریزی می­زنم و گفته معاون برنامه­ریزی استانداری توجه­ ام را جلب می­ کند؛

“معاونت برنامه­ ریزی قلب تپنده و مغز متفکر هر استانی است”[۵] ، به خود می­گویم آیا این قلب تپنده تنها برای صنعت استان در حال تپیدن است و برنامه ­ریزی­ هایش حول محور اقتصاد است و آن هم صنعت! سعی می­کنم ذهنم را آزاد کنم و ادامه گفته ها را بخوانم.

بابایی: “من همیشه معتدل بوده ­ام و کوشیده ­ام که از افراطی­ گری دوری کنم….. معقتدم هر انسانی حق دارد که در جامعه ایفای نقش کند و حق حیات و زندگی دارد و با چوب ­های سیاسی و جناحی نباید افراد را از خیلی چیزها محروم کرد”[۶]

آنچه که برایم پررنگ می­شود حق حیات و زندگی است آن هم برای هر انسان. آیا گسترش افسارگسیخته صنعت استان آن هم تنها به منظور توسعه اقتصادی، با نادیده گرفتن تبعات زیست­ محیطی و آلودگی­ های ناشی از آن که سالانه به آمار مبتلایان سرطان در استان افزوده است، به حفظ حیات و زندگی مردم کمک می­ کند؟! آیا یزد، دومین شهر خشتی جهان نمی­تواند از طریق پتانسیل­ های گردشگری، اقتصادش را توسعه دهد؟ آیا ترمه و دستمال یزدی و صنایع دستی یزد نمی ­تواند یکی از چرخ­ های رشد اقتصادی و اشتغال زایی استان باشد؟آیا آن یوزپلنگ آسیانی (که اخیراً برند ایرانی گرفته است) که هر روز با احداث جاده­ های جدید به انقراض نزدیک می­ شود، حق حیات و زندگی ندارد!!!

خبرها را دنبال می­ کنم، در لابه­ لای گفته ها به گفته نمانیده مردم در مجلس می رسم: ” اگر ما در سی سال گذشته با برنامه ­ریزی عمل کرده بودیم سرمایه­ گذارانی که سرمایه­ گذاری کرده بودند سرمایه­ شان از بین نمی ­رفت، ضمن اینکه مردم هم با مشکلات زیست­ محیطی روبه رو نمی شدند. پس برمی­ گردیم به اینکه برنامه­ ریزی انجام شده در آن روزها تنها در جهت رفع نیازهای شغلی بوده و مسائل  فکری، روحی و زیست محیطی در نظر گرفته نشده، پس باید هرچه زودتر فکری برایش کرد”[۷].

اندکی آرام می­شوم و خدا را شکر می­گویم که بالاخره دغدغه یکی از مسئولین هم محیط زیست است و علت مشکلات حال حاضر را عدم برنامه ­ریزی و آینده نگری می­ داند،اما این آرامش دیری نمی ­پاید که می­ بینم بشارت نو از حاشیه­ های نشست خبری آب گفته است ” انتقال آب خلیج فارس به یزد به همت چه کسی بود؟ جوکار یا غفوری؟” [۸]به خود می ­گویم، مگر زمانی که کارخدایی شد و برای خدمت به مردم، مهم است که این انتقال به همت چه کسی بوده است؟ مدیریت جهادیمان چه شده است؟  آیا چند سال دیگر که تبعات اجرای این پروژه همچون پروژه دریاچه چیتگرو امثالهم که به شکست انجامیده است، بروز کند، کسی عهده ­دار خراب کاری ­ها و ناکارشناسی­ های آن می­شود؟! آیاکسی خیانتی که به مردم، به بیت المال، به وجب به وجب خاک کشور شده است را، پاسخگو می­شود؟!

به گفته دکتر کردوانی می­اندیشم:” شما باید از این پس، با استقرار حتی یک واحد صنعتی فولاد در شهرتان مقابله کنید؛ چرا که فولاد یکی از پرآب خواه­ترین صنایع است و تا زمانی که بخواهد از آب شرب برای تامین آب خود استفاده کند به نوعی خیانت کرده است”[۹].

درعجبم که چرا تاکنون برای صحبت­ها و گفته های پدرعلم کویرشناسی ایران با آن همه پژوهش و تجربه و سواد، تره­ای هم خورد نشده است!!! و بیش از پیش تاسف می­خورم!!!

در این مجال سعی شد که گذری بر اخبار و گفته­ های آب، انتقال آب و صنعت یزد زده شود، و طبیعتاً ناگفته­ های بسیاری هنوز باید گفته شود، ناگفته­ هایی چون: نتیجه مطالعات و ارزیابی صورت گرفته از ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی این پروژه چه بوده است؟ به ازای هر مترمکعب آبی که انتقال داده می­شود و توسعه صنعت صورت می­گیرد، چند درصد به جمعیت مهاجر استان افزوده می­شود، خدمات­رسانی به این مهاجرین چگونه صورت خواهد گرفت؟ برای کاهش آلودگی­های زیست محیطی ( هوا، صوتی، نور و…) چه تدابیری اندیشیده شده است؟ و بسیاری سوال دیگر

امید است که صاحب نظران و صاحب منصبان اندکی با تأمل بیشتر به این مسئله بنگرند و  به منظور شفاف­سازی و رفع ابهامات موجود پاسخگوی این نوشتار باشند.

مریم منصوری شوازی- کارشناس ارشد منابع طبیعی

منبع: ویژه نامه سالروز بسیج مهندسین کشاورزی و منابع طبیعی



[۱]هفته نامه پرگار/شماره پیاپی۵۷

[۲]بشارت نو/ شماره۷۱۳

[۳]بشارت نو/ شماره ۷۱۳

[۴]بشارت نو/ شماره ۷۱۳

[۵]هفته نامه پرگار/ شماره ۵۲ پیاپی

[۶]هفته نامه پرگار/ شماره ۵۲ پیاپی

[۷]پرگار/ شماره پیاپی ۵۴

[۸]بشارت نو/ شماره ۷۲۲

[۹]پرگار/ شماره پیاپی ۶۰

دیدگاهی ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>